پنجشنبه نوزدهم آبان 1384
چکاوک
پشت کدوم سد سکوت پر می کشید چکاوکم
چرا به من شک میکنی من که منم برای تو
لبریزم از عشق تو و سرشارم از هوای تو
دست کدوم غزل بدم نبض دل عاشق امو
پشت کدوم بهانه باز پنهون کنم هق هق امو
گریه نمی کنم برات آخ نمی کشم بشین
حرف نمی زنم بمون بغض نمی کنم ببین
سفر نکن خورشیدکم ترک نکن منو نرو
نبودنت مرگ منه راهی این سفر نشو
نذار که عشق من و تو اینجا به آخر برسه
بری تو و مرگ من از رفتن تو سر برسه
نوازشم کن و ببین عشق می ریزه از صدام
صدام کن و ببین که باز اونچه می گن ترانه ها
اگر چه من به چشم تو کمم قدیمم گمم
آتش فشان عشق امو دریای پر تلاطمم
گریه نمیکنم برات آخ نمی کشم بشین
حرف نمیزنم بمون بغض نمی کنم ببین
سه شنبه دهم آبان 1384
عاشق ديوونه
عاشق ديوونه تو ميگم منم اونكه شده اسير مهربونيات
اونكه يه عمري عاشقه به اون همه لطف و صفات
وقتي توئي، دنياي تو كار دلم گير ميكنه حسادت قلب منو از آدما سير ميكنه
ميام در خونه تو ميگم به فريادم برس رو ميكنم به آسمون ميگم به داد من برس
آخه تو محبوب مني، عزيز من خوب مني،
توئي توئي خداي من خداي با صفاي من
تو روحمي تو جونمي تو قلبمي تو خونمي
عشق تو توي خون من
یکشنبه یکم آبان 1384
من خيلي خوشحالم
