تبليغاتX
عمو علی

چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388

دره خاموش

سكوت، بند گسسته است.

كنار دره، درخت شكوه پيكر بيدي

در آسمان شفق رنگ

عبور ابر سپيدي

نسيم در رگ هر برگ مي دود خاموش

نشسته در پس هر صخره وحشتي به كمين

كشيده از پس يك سنگ سوسماري سر

زخوف دره خاموش

نهفته جنبش پيكر

به راه مي نگرد سرد، خشك، تلخ، غمين

چو مار روي تن كوه مي خزد راهي

به راه، رهگذري

خيال دره و تنهايي

دوانده در رگ او ترس

كشيده چشم به هرگوشه نقش چشمه وهم

زهر شكاف تن كوه

خزيده بيرون ماري

به خشم از پس هر سنگ

كشيده خنجر خاري

غروب پر زده از كوه

به چشم گم شده تصوير راه و رهگذر

غمي بزرگ، پر از وهم

به صخره سار نشسته است

درون ده تاريك

سكوت بند گسسته است.

نوشته شده توسط SARALI در 8:52 قبل از ظهر |  لینک ثابت   •