سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1384
عاشقانه زني را دوست داشتن ------- To Love a woman lyrics

نمي دانم چرا ولي او مرا ديوانه ميكند
نميدانم كه چه كار ميكند ولي اختيارم را از دست ميدهم
اي كاش اجازه ميداد همان مردي باشم كه ميخواهم
به هرحال او ميتواند مرا مانند يك كودك بيپناه رها كند

نميدانم چهطور، ولي او ميتواند
وقتي ميخواهم گريه كنم مرا بخنداند (آه، بله)
به من ميگويد كه اختيارم دست خودم است ولي ميدانم كه اين يك دروغ است
و براي من اهميتي ندارد كه او فردا هم تو را مانند امروز دوست داشته باشد
ميتواند تو را در ابهام نگه دارد ولي اگر پيش تو بماند از آن تو خواهد بود
و اين همان احساس زني را دوست داشتن است

اگر در چشمانش نگاه كني ميتواني ببيني
كه روح زيباي او تو را تا ابد اسير خود كرده است (بله تا ابد)
خودت ميداني كه ديگر هرگز نميتواني زني مانند او را پيدا كني

پس او را با اين فكر كه
آيا فردا هم تو را مانند امروز دوست خواهد داشت، از دست نده (از دست نده)
ميتواند تو را در ابهام نگه دارد ولي اگر پيش تو بماند از آن تو خواهد بود
و اين همان احساس زني را دوست داشتن است
تنها يك زن را

آه ميتواند شادي را از تو بگيرد (تمامش را)
و چه درست و چه غلط ميداني كه همه كاري خواهي كرد
كه زني را دوست بداري
تنها يك زن را

آه ميداني (بله ميدانم، ميدانم)
كه فردا هم تو را مانند امروز دوست خواهد داشت(تورا دوست دارد)
ميتواند تو را در ابهام نگه دارد ولي اگر بماند از آن تو خواهد بود (اگر بماند از آن تو خواهد بود)

و اين احساس (من ميگويم)
و اين احساس (اين احساس)
و اين احساس زني را دوست داشتن است
زني را دوست داشتن
بله زني را دوست داشتن Yes to love a woman

