عمو علی
دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384
عیدانه

عید است و آخر گل و یاران در انتظار
ساقی به روی شاه ببین و ماه و می بیار


ساقیا آمدن عید مبارک بادت
وان مواعید که کردی مرواد از یادت
در شگفتم که دراین مدت ایام فراق
برگرفتی زحریفان دل و دل می دادت
برسان بندگی دختر رزگو به درآی
که دم و همت ما کرد زبند آزادت
شادی مجلسیان درقدم و مقدم توست
جای غم باد مرآن دل که نخواهد شادت
شکرایزد که زتاراج خزان رخنه نیافت
بوستان سمن و سرو و گل و شمشادت
چشم بد دور کز آن تفرقه ات باز آورد
طالع نامور و دولت مادرزادت
حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح
ورنه طوفان حوادث ببرد بنیادت

نوشته شده توسط SARALI
در 1:6 بعد از ظهر | لینک ثابت
•
