عمو علی
جمعه بیست و پنجم فروردین 1385
پروانهات خواهم ماند . . . .
سلام دوستان عزيز
به خدا خيلي خيلي شرمنده ام كه خيلي دير اومدم و آپ ميكنم
باور كنيد كه بي نهايت سرم شلوغ بوده و همين قدر مياومدم
كه نظرهاي شما عزيزان رو ميخوندم و لطف شما شامل حال
ما ميشده و ميرفتم.
سعي ميكنم كه ديگه زود به زود بيام.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
باز هم يه قطعه ادبي ديگه :
من يك اتفاق كوچيكم كه وقتي ميافتم دونيمه ميشوم
يك نيمه را باد ميبرد و نيم ديگر را زني كه نميشناسم.
(البته الان ديگه كاملا ميشناسم)
نوشته شده توسط SARALI
در 11:58 بعد از ظهر | لینک ثابت
•
